الشيخ أبو الفتوح الرازي
88
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
تمثيل گفت و امّا خداى تعالى اين كه فرمايد در قيامت بر طريق تمثيل فرمايد ، يعنى چنان انگارى كه اين « كبش املح » مرگ است ، چون او را كشتند طمع نيست در آن كه باز زنده شود ، همچنين طمع نيست كس را در آن كه بميرد و به مرگ از آنچه در اوست برهد ، اين خبر بر اين تأويل باشد . قوله : * ( إِنَّا نَحْنُ نَرِثُ الأَرْضَ ) * ، آنگه گفت بر طريق وعظ و تذكير كه : ما زمين را و هر چه بر زمين است به ميراث برگيريم از آن جا كه جملهء اهل زمين بميرند ، و هيچ كس زنده نماند كه به ميراث ايشان از من اوليتر باشد ، پس ميراث ايشان به طريق ولاء ( 1 ) مرا باشد كه همه بندگان و پرستاران مناند آزاد كرده و ناكرده . آن را كه ] ( 2 ) آزاد كردهام به طريق ولاء ميراث ايشان مرا باشد ، و آنان را كه آزاد نكردهام ، ايشان و مال ايشان مرااند . و براى آن ميراث خواند ( 3 ) كه صورت ميراث دارد براى آن كه ميراث انتقال ملك باشد به غيرى پس از وفات مالكش . * ( وَإِلَيْنا يُرْجَعُونَ ) * ، و ايشان را با ما آرند تا جزاى اعمال ايشان بدهند ( 4 ) بر وفق عملشان . * ( وَاذْكُرْ فِي الْكِتابِ إِبْراهِيمَ ) * ، آنگه با رسول - عليه السّلام - خطاب كرد و گفت : يا محمّد ! ياد كن در اين كتاب قرآن جدّت ( 5 ) ابراهيم را كه او پيغامبرى بود راستيگر ( 6 ) . معنى ذكر اين جا تلاوت و قصّه ( 7 ) است ، يعنى برايشان خوان و قصّه با ايشان گو در اين كتاب قرآن - و كتاب ، به معنى مكتوب است ، كالحساب بمعنى المحسوب - ابراهيم بن تارخ بن ناخور ، و صدّيق ، بناى مبالغت باشد ، اى كثير الصّدق تا همه گفتار او صدق باشد ، و كذلك السّكّير و الخمّير و الشّرّيب اذا كان من عادته السّكر و شرب الخمر . إِذْ قالَ لأَبِيه ، چون گفت پدرش را ، يعنى آزر را . مخالفان گفتند : ابراهيم پسر آزر بود ، و آزر لقب او بود و نامش تارخ بود بالحاء و الخاء روايت است ، و بنزديك ما پدرش نبود ، عمّش بود . و در بعضى اخبار ما هست كه : جدّش بود من قبل الامّ ، او
--> ( 1 ) . آب : و الا . ( 2 ) . اساس : تا بدين جا افتادگى دارد ، از آط ، آورده شد . ( 3 ) . همهء نسخه بدلها اين را . ( 4 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز مش : بدهيم . ( 5 ) . همهء نسخه بدلها : حديث . ( 6 ) . همهء نسخه بدلها : راستگوى . ( 7 ) . همهء نسخه بدلها : تلاوت قصّه .